دزدکی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(دُ دَ) (ق مر.) پنهانی، مخفیانه.<br>
فرهنگ فارسی معین
(دُ دَ) (ق مر.) پنهانی، مخفیانه.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دزدکی . [ دُ دَ ] (ق مرکب ) چون دزد. بسان دزد. چون دزدان . دزدانه . دزدوار.بصورت دزدی . (یادداشت مرحوم دهخدا). ◄ پنهانی . مخفیانه . به نهانی . (یادداشت مرحوم دهخدا). ♦ دزدکی ؛ در چیزی دیدن و نگاه کردن، دزدیده در وی نظر کردن . از زیر چشم دیدن . (یادداشت مرحوم دهخدا).
فرهنگ طیفی واژهدان
دزدانه، زیرجلی، مثلگربه