دریافت کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دریافت کردن . [ دَرْ ک َ دَ ] (مص مرکب ) گرفتن . اخذ کردن . به خود واصل کردن . اخذ. وصول . قبض چنانکه وجهی را. مقابل پرداخت کردن . رسید. واصل شدن . استاندن . (یادداشت مرحوم دهخدا). ◄ تمیز دادن . فهمیدن . معلوم کردن . (ناظم الاطباء). ◄ نگریستن . (ناظم الاطباء).
فرهنگ طیفی واژهدان
وصول کردن، برداشت کردن، بهدست آوردن، گرفتن، بستانکار شدن بردن (برداشتن)