فرهنگ لغت

درگهی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

درگهی . [ دَ گ َ ] (ص نسبی ) منسوب به درگه . درگاهی . ♦ مرکب درگهی ؛ اسب نوبتی . اسب تربیت شده و لایق سواری درباریان : شیخ کامل بود و طالب مشتهی مرد چابک بود و مرکب درگهی . مولوی .

معنی درگهی | فرهنگ لغت