دروغ بافتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دروغ بافتن . [ دُ ت َ ] (مص مرکب ) دروغ گفتن . سرهم کردن مطالب ناراست . حیاکت . کذب . (یادداشت مرحوم دهخدا). اختلاق . افتراء. (المصادر زوزنی ). بَشک . تخلق . (از منتهی الارب ) : با خود از بهر تسلی از تو می بافد دروغ دل که بر امید وصلت چاه محنت چاه اوست . سیفی (از آنندراج ). ♦ دروغ بافتن بر کسی ؛ به کسی نسبت دروغ دادن و بهتان برکسی بستن . (ناظم الاطباء). ♦ دروغ بربافتن ؛ دروغ بافتن . دروغ گفتن . اختراص . (منتهی الارب ). اختلاق . (دهار). اعضاه . (منتهی الارب ). افتراً. (دهار) (ترجمان القرآن جرجانی ). افتعال . تخرق . (منتهی الارب ). تخلق . (دهار). خبن . (منتهی الارب ) : به هریک چند بربافد دروغی دهد زان گوهر خود را فروغی . جامی (از آنندراج ). مَغل ؛ دروغ بربافتن و بد گفتن به حق کسی نزد سلطان . (از منتهی الارب ). ♦ دروغ فرابافتن ؛ دروغ بافتن، دروغ ساختن . اختلاق . (ترجمان القرآن جرجانی ). افتراء. افتعال . تخرق . تخلق . (تاج المصادر بیهقی ).