دروا/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(دَ) (ص مر.) نک اندروا.<br>مترادفها و واژههای مرتبطتنگ، تنگه، درهدربایست، دروایست، ضروریواژه قبلی: دروواژه بعدی: دروا کردن