درواس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
درواس . [ دَرْ] (اِ) دربایست و دروای است که ضروری و مایحتاج اند.(لغت محلی شوشتر، خطی ). و رجوع به دروای است شود.
درواس . [ دِرْ ] (ع ص، اِ) سگ بزرگ سر. ◄ شتر رام سطبرگردن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ مرد دلیر باشکوه . (منتهی الارب ). شجاع . (اقرب الموارد). ◄ شیر درنده . (منتهی الارب ). اسد. (اقرب الموارد). ◄ (اِخ ) نام سگی است . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ج، دَراوس . (اقرب الموارد).