درهمی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
درهمی . [دِ هََ ] (اِخ ) محمدبن حسن (یا حسین ) درهمی . او برادر علی بن حسن و داماد عمرولیث بود، و چون یعقوب لیث درگذشت، عمرو او را بر سیستان خلیفت کرد. (درسال ٢٦٧ هَ . ق ). رجوع به تاریخ سیستان ص ٢٣٦ و ٢٣٧ شود.
درهمی . [ دِ هََ ] (اِخ ) علی بن حسین . از محدثان بود. (از المصاحف ص ٥ و١٧٤).
درهمی . [ دِ هََ ] (اِخ ) علی بن حسن (یا حسین )درهمی . برادر محمدبن حسن از سپهسالاران عمروبن لیث بود که از جانب عمرو به یاری نصربن احمد رفت تا با احمدبن عبدالعزیز بجنگد. وی در سال ٢٩٧ هَ . ق . به سیستان بازآمد. رجوع به تاریخ سیستان ص ٢٨٤ و ٢٨٧ شود.