درهم برهم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
درهم برهم . [ دَ هََ ب َ هََ ] (ص مرکب ) درهم و برهم . پریشان و بی نظام . (آنندراج ). در هرج و مرج افتاده و پریشان شده . (ناظم الاطباء). آشفته . مشوش . شلوغ پلوغ . ریخته پاشیده . (یادداشت مرحوم دهخدا). ◄ ویران و خراب . (ناظم الاطباء).
فرهنگ طیفی واژهدان
قاطی پاطی، شیرتوشیر، قاراشمیش، وصله پینه، گوناگون متنوع، گوناگون، متفرقه، درهم، نامشخص
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی