درن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
درن . [ دِ رَ ] (اِخ ) آندره (١٨٨٠ - ١٩٥٤ م .). نقاش فرانسوی . زمانی کارهایش به سبک فویسم نزدیک بود اما بطور کلی بهیچ مکتبی منسوب نیست و در عین حال تلفیق موزونی از سبک های گوناگون در نقاشیهای او دیده میشود و ترکیب های معماری و احتیاط در بکار بردن رنگهااز خاصه های نقاشی اوست . (از دائرةالمعارف فارسی ).
درن . [ دَرَ ] (اِخ ) کوهی است به بربر غربی . (منتهی الارب ).
درن . [ دَ رَ ] (ع اِ) ریم و چرک . (منتهی الارب ). ریم تن . (دهار). وسخ . (از صراح ). خاز. (مهذب الاسماء). شوخ . چرکی و یا آلودگی به چرکی . (از اقرب الموارد). ♦ ام درن ؛ دنیا. ام دفر. (از اقرب الموارد). ◄ اصل . ◄ جای باش . (منتهی الارب ).