درقاعة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
درقاعة. [ دَ ع َ ] (معرب، اِ) معرب درگاه فارسی . (از دزی ). رجوع به درگاه شود.
درقاعة. [ دُ ع َ ] (ع اِ) اصل آن دورالقاعة است به معنی حصارهای منزل . (از ذیل اقرب الموارد از تاج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
درقاعة. [ دَ ع َ ] (معرب، اِ) معرب درگاه فارسی . (از دزی ). رجوع به درگاه شود.
درقاعة. [ دُ ع َ ] (ع اِ) اصل آن دورالقاعة است به معنی حصارهای منزل . (از ذیل اقرب الموارد از تاج ).