درع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
درع . [ دَ ] (ع مص ) پوست کشیدن گوسپند را از جانب گردن . (از منتهی الارب ). سلاخی کردن گوسفند از طرف گردن . (از اقرب الموارد). از جانب گردن باز کردن پوست گوسفند. ◄ جدا کردن گردن و یا دست را از بند بدون شکستن . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ خوردن بعض زرع را. (از منتهی الارب ). خورده شدن قسمتی از زرع و کشت، و فعل آن مجهول بکار رود. ◄ خورده شدن هر چیزی که در نزدیکی آب باشد، و فعل آن مجهول بکار رود. (از اقرب الموارد).
درع . [ دَرَ ] (ع مص ) سیاه گشتن سر گوسفند و سفید شدن سایر قسمتهای آن . (از اقرب الموارد). سپید سینه و گردن و سیاه ران گردیدن . (از ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ).
درع . [ دَ رَ ] (ع اِ) سپیدی گردن و سینه ٔ گوسپند و مانند آن و سیاهی ران آن . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).