درص
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
درص . [ دَ ] (ع اِ) بچه ٔ خارپشت و بچه ٔ موش دشتی و بچه ٔ خرگوش و بچه ٔ موش و بچه ٔ گربه و مانند آن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ج، أدراص، دِرصان، دُروص، أدْرُص، دِرَصة. (منتهی الارب ).
درص . [ دَ رَ ] (ع مص ) از پیری ریختن ماده شتر دندان را. (از منتهی الارب ). خرد شدن و شکستن دندانهای ناقه بجهت سالخوردگی، وچنین ناقه ای را دَرصاء گویند. (از اقرب الموارد).
درص . [ دَ رِ ] (ع ص ) ناقه ٔ تندرو و سریع. (از اقرب الموارد). دَروص . و رجوع به دروص شود.