درشتناک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
درشتناک . [ دُ رُ ] (ص مرکب ) با درشتی . ناهموار. دشوار گذار. سنگلاخ . صعب العبور. وعر : ببرم این درشتناک بادیه که گم شود خرد در انتهای او. منوچهری .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
درشتناک . [ دُ رُ ] (ص مرکب ) با درشتی . ناهموار. دشوار گذار. سنگلاخ . صعب العبور. وعر : ببرم این درشتناک بادیه که گم شود خرد در انتهای او. منوچهری .