درسپردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
درسپردن . [ دَ س ِ پ ُ دَ ] (مص مرکب ) سپردن . تفویض کردن . تسلیم کردن . (ناظم الاطباء). واگذاشتن . ترک کردن : بی بلا نازنین شمرد او را چون بلا دید درسپرد اورا. سنائی (حدیقه ). ◄ لو دادن . چغلی کردن . گیر دادن کسی را. (یادداشت مرحوم دهخدا). ◄ فرو بردن : یکی تیری افکند و در ره فتاد وجودم نیازرد و رنجم نداد تو برداشتی آمدی سوی من همی در سپردی به پهلوی من . سعدی . رجوع به سپردن شود.