درستکار
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~.) (ص فا.)<BR>۱- آن که کارهایش به راستی و درستی انجام گیرد، درست کردار.<BR>۲- امین، معتمد.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~.) (ص فا.) ۱- آن که کارهایش به راستی و درستی انجام گیرد، درست کردار. ۲- امین، معتمد.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
درستکار. [ دُ رُ ] (ص مرکب ) استوار کار. (ناظم الاطباء). حکیم . (السامی ) (مهذب الاسماء). حکمة. (دهار). آنکه کارهایش براستی و درستی انجام گیرد. درست کردار. ◄ امین . (ناظم الاطباء). معتمد.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی