فرهنگ لغت

دررأس قرار داشتن

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

دراوج بودن، بالا بودن، رو بودن، برتر بودن به‌قله رسیدن، به‌اوج رسیدن، انجام دادن، کامل کردن ظهر شدن، آفتاب پهن بودن، روز به‌نیمه رسیدن رئیس بودن، ریاست کردن، حکمرانی کردن

معنی دررأس قرار داشتن | فرهنگ لغت