درخواهیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
درخواهیدن . [ دَ خوا / خا دَ ] (مص مرکب ) التماس و درخواست کردن . تقاضا کردن . (فرهنگ لغات و تعبیرات مثنوی ) : گفت : ای بنده ٔ نافرمان هرچه گفتم نکردی، یک کار از تو درمیخواهم . گفت : چه خواهی ؟ گفت : ترا بخواهم آراست . (یوسف و زلیخا چ ٢ ص ٣٣). نوح چون شمشیر درخواهید از او موج طوفان گشت ازو شمشیر جو. مولوی .