فرهنگ لغت

درخم

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

درخم . [ دِ رَ ] (معرب، اِ) درخمی : درخم یک درم کم ِ سه طسوج باشد. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). ♦ درخم آتّیک ؛ از نقود نقره ٔ معمول در ایران قدیم است، مساوی با ٠/٨٠ ریال جدید ایران و ٠/٩٣ فرانک طلا. (از تاریخ ایران باستان ج ١ ص ١٦٦). رجوع به دراخمه شود.

معنی درخم | فرهنگ لغت