درخشش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
درخشش . [ دُ / دَ / دِ رَ ش ِ ] (اِمص ) عمل درخشیدن . اسم از درخشیدن . درخشندگی . روشنی . رونق . تابداری . (ناظم الاطباء). پرتوافکنی . روشنی دهی : میان بزرگان درخشش مراست چو بخشایش و داد و بخشش مراست . فردوسی . ♦ درخشش جای ؛ جایی که آفتاب و ماه طلوع میکند. مشرق . (ناظم الاطباء).