درخت فاضل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
درخت فاضل . [ دِ رَ ت ِ ض ِ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از درختی است بر سرراهها و در بعضی جاها می باشد و مسافران و مترددان بند جامه یا لته و غیره بر آن بسته، از او مراد خواهند و از کثرت این عمل بصورت ژنده پوشی برآمده باشد و به اعتقاد عوام آن درخت مسکن حق است . (از آنندراج ): در فقر علوم خرقه پوشی تحصیل کن از درخت فاضل . غنی قبول (از آنندراج ). چراغ صبحگاهی در خموشی درخت فاضلی در ژنده پوشی . اشرف (از آنندراج ).