دربند
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دربند. [ دَ ب َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حومه ٔ بخش سلدوز شهرستان ارومیه، واقع در ١٣هزارگزی شمال باختری نقده و ٤٥٠٠ گزی جنوب راه شوسه ٔ اشنویه به نقده با ٢٨٢ تن سکنه . آب آن از رود گدار و راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).
دربند. [ دَ ب َ ] (اِخ ) دربند شروان . باب . باب الابواب . نام شهر نزدیک شروان که آنرا باب الابواب گویند. (غیاث ). شهری است مشهور بر لب دریا از بناهای انوشیروان شاه ایران که چون در آن بندند مغول و تاتار را راه به آذربایگان و ایران نبود، اکنون به باب الابواب مشهور است و در قدیم آنرا ایران دژ می نامیده اند، یعنی دروازه ٔ ایران که چون آنرا می بسته اند راه آمد و شد با ایران از خارج بسته می شد، و بعضی گفته اند ایران گریز، یعنی دروازه ٔ آهنی . (از آنندراج ). این شهر اکنون در قفقاز پایتخت جمهوری داغستان قرار دارد و به روسی آنرا دربنت خوانند و مشخصات آن چنین است : در حدود ٤٦٠٠٠ تن جمعیت دارد. و در جنوب شرقی داغستان، جنوب شرقی روسیه ٔ اروپا و کنار دریای خزر واقع است . دومین شهر بزرگ صنعتی داغستان و مرکز فرهنگی آنست، بر دشت ساحلی باریکی بین جبال بزرگتر قفقاز و دریای خزر، بفاصله ٔ ٢٢٥کیلومتری شمال غربی باکو واقعست و با راه آهن و جاده به باکو مرتبط میباشد. دارای باغستانها، صنعت ماهیگیری و کارخانه های تهیه ٔ مواد غذائی و نساجی است . ناحیه ٔ دربند دارای منابع نفت و گاز طبیعی است ناحیه ٔ اطراف دربند در ایام باستانی آلبانیا نام داشت و گردنه ٔ باریک بین دریا و کوههای قفقاز در محل دربند در ایام باستانی، تنگه ٔ خزر یا دروازه ٔخزر یا دروازه ٔ آلبانیا نام داشت . گردنه ٔ دربند از ایام باستانی و هم در دوره ٔ اسلامی برای دفاع از حملات مهاجمین شمالی اهمیت بسیار داشت . تاریخ تأسیس دربند و مستحکم کردن گردنه ٔ دربند بدرستی معلوم نیست . شهر دربندرا معمولاً با شهر باستانی آلبانا پایتخت آلبانیا یکی میشمرند و گویند نام فارسی دربند پس از تجدید بنای شهر بدست قباد اول ساسانی رایج شد. خسرو انوشیروان (قرن ششم میلادی ) دربند را مستحکم کرد و گویند دیواری بطول هفت فرسنگ از کوه بدریا ساخت و بقایای این دیوار (دیوار قفقاز) که بعضی آنرا همان سد سکندر شمرده اند، هنوز باقی است . در سال ٢٢ هَ . ق . که مسلمانان برای نخستین بار به دربند رسیدند، دربند در تصرف پادگانی ایرانی بود. با وجود تهاجمات اعراب در قرن اول هجری بدین حدود و منازعاتی که با اعراب داشتند ظاهراً این ناحیه اول بار بوسیله ٔ مسلم تحت استیلای اعراب و مسلمین درآمد، و گویند وی دربند را از نو ساخت (١١٥ هَ . ق .). در کتب جغرافیایی مسلمین، احوال استحکامات و ابواب دربند یا بنام عربی آن باب الابواب یاباب و الابواب بتفصیل و با لحنی تا حدی مبالغه آمیز بیان شده است . امرای دربند یک چند از قرن چهارم هجری دست نشانده ٔ شروانشاهان بوده اند، معهذا بعضی از حکام نیز در این ولایت به استقلال فرمانروایی کرده اند و از برخی از آنها بعنوان دارای دربند نام برده شده . در عهد مغول دربندگاه در تصرف شروانشاهان و گاه دارای حکام مستقل بود و امیر تیمور نیز که آنجا را گرفت به شروانشاه واگذاشت . در ٨٩٢ هَ . ق . شیخ حیدر به محاصره ٔ دربند شتافت و در جنگ ترکمانان آق قوینلو کشته شد، لیکن پسرش شاه اسماعیل اول صفوی دربند و شیروان را در ٩١٥ هَ . ق . تسخیر کرده و بعد از آن دربند تابع حاکم شیروان ماند. در ٩٨٦ - ١٠١٥ هَ . ق . دربند در دست ترکان عثمانی بود. تا آنکه شاه عباس اول صفوی آن رابازستاند، بعدها پطر کبیر بر آنجا دست یافت (١٧٢٢ م .). ولیکن نادرشاه آنرا به ایران بازگرداند (١١٤٧ هَ. ق . / ١٧٣٥ م .). بعد از نادرشاه دربند یک چند استقلال یافت لیکن بعد از فتحعلی خان کوبائی و پسرش شیخ علی خان که در آنجا فرمان راندند دربند بدست روسیه افتاد (١٧٩٦ م ). و سرانجام بموجب عهدنامه ٔ گلستان (١٢٢٨ هَ . ق . / ١٨١٣ م .). دولت ایران آنرا به روسیه واگذار کرد. در جنگ داخلی ١٩١٧ - ١٩٢١ م . قسمت بزرگی از شهر ویران شد. (از دائرةالمعارف فارسی ) : ای آب خضر و آتش، موسی و باد عیسی داری ز خاک دربند اجلال و عزت و فر. خاقانی . مانا که هست گردون دروازه بان دربند اجریست آن دو نانش ز انعام شاه کشور. خاقانی . تیغ تو خزر گیرد دربند گشاید هم زین فتح مبشر باد اخبار تو عالم را. خاقانی . سهم شاه انگیخته امروز در دربند روس شورشی کآن سگدلان در شیرلان انگیخته . خاقانی . بازگفتم از پی بانگ ملک حصن دربند از سنان خواهد گشاد. خاقانی . انصاف ده که دربند ایمانسراست دین را سقفش سرای ایمان دیوار دشت کافر. خاقانی . شکارستان او ابخاز و دربند شبیخونش به خوارزم و سمرقند. نظامی . از آن سوی کهستان منزلی چند که باشد فرضه ٔ دریای دربند. نظامی . در آن تافتن کآرزومند بود رهش بر گذرگاه دربند بود. نظامی . رجوع به باب الابواب در همین لغت نامه شود.
دربند. [ دَ ب َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان گورگ بخش حومه ٔ شهرستان مهاباد، واقع در ٥٠هزارگزی جنوب مهاباد و ٤هزارگزی جنوب خاوری راه شوسه ٔ مهاباد به سردشت، با ١٠٢ تن سکنه . آب آن از رودخانه ٔ جمالدی و راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).