درباغ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
درباغ . [ دَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان دهو بخش میناب شهرستان بندرعباس، واقع در ١٢هزارگزی جنوب باختری میناب و دوهزارگزی باختر راه مالرو سیریک به میناب با ٣٠٠ تن سکنه . آب آن از رودخانه و راه آن مالرو است . مزارع رودخانه و گلاکت جزء این ده است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٨).
درباغ . [ دَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان پائین شهرستان اردستان، واقع در ٣٨هزارگزی خاور اردستان و ٥هزارگزی جنوب راه فرعی شهرآب به نائین . آب آن از قنات و راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ١٠).
درباغ . [ دَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حومه ٔ بخش مرکزی شهرستان بم، واقع در هشت هزارگزی باختر بم و دوهزارگزی راه شوسه ٔ بم به کرمان، با ١٥٢ تن سکنه . آب آن از قنات و چشمه وراه آن فرعی است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٨).