دراوفتادن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دراوفتادن . [ دَ دَ ] (مص مرکب ) اوفتادن . درافتادن . افتادن : از در افتادن شکاری خام صد دیگر در اوفتند به دام . نظامی . ♦ از پای دراوفتادن ؛ ناتوان شدن : چندان بگریستی بر آن جای کز گریه دراوفتادی از پای . نظامی . رجوع به درافتادن و افتادن شود.