درام
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
درام . [ دَ ] (اِخ ) از دیههای قاسان بوده است، و در مورد تسمیه ٔ آن در تاریخ قم چنین آمده : و بعد از آن موضع درام ظاهر شد، و گفتند در انبر یعنی مجمع شعب پس از این جهت است آنرا درام نام کردند، و گویند که نام او در اصل درِ آرام بوده است یعنی در شادی، پس تخفیف کردند و گفتند درام، و نیز گفته اند که فرعون موسی از این دیه بوده است . (تاریخ قم ص ٧٥ و ١٣٨). صاحب مجمل التواریخ والقصص ص ٥٢٥ آنرا بعنوان یکی از هفت پاره ٔ شهر اصفهان نام برده است که این پاره ٔ شهرها نزدیک بهم بوده اند، چون مدینه و مجموعاً اصفهان را تشکیل می دادند.
درام . [ دَرْ را ] (اِخ ) از معظم قرای طارم علیا. (نزهة القلوب ج ٣ ص ٦٥). دهی است جزءدهستان طارم بالا بخش سیردان شهرستان زنجان، واقع در٧٧هزارگزی شمال باختری سیردان و سر راه عمومی خلخال به طارم با ٧٥١ تن سکنه . آب آن از رودخانه ٔ سیاه و راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٢).
درام . [ دَرْ را ] (ع ص ) زشت رفتار. (منتهی الارب ). قبیح و زشت در رفتار. (از اقرب الموارد). ◄ (اِ) خارپشت . (منتهی الارب ). قنفذ. (اقرب الموارد).