دراقن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دراقن . [ ] (اِخ ) به قول ابن الندیم بنقل از ثابت، نام پدر بقراط سیم است . (یادداشت مرحوم دهخدا). و دراقن خود یکی از سه فرزند بقراط دوم پسر ابراقلیس بوده است . و رجوع به ترجمه ٔ الفهرست ابن الندیم ص ٥١٤ و ٥٢٣ شود.
دراقن . [ دُ ق ِ / دُرْ را ق ِ ] (ع اِ) زردآلو و شفتالو و آن لغتی است شامی . (از منتهی الارب ). خوخ . (ذیل اقرب الموارد از تاج ). شفتالو. هلو. خوخ . و اینکه صاحب قاموس گوید: الدراقن کعلابط و یشدد، المشمش و الخوخ شامیة، خلطی است چه مشمش زردآلو و دراقن و خوخ شفتالو باشد. (یادداشت مرحوم دهخدا). عربهای شام خوخ را دراقن گویند و آن معرب از سریانی یارومی است . (از المعرب جوالیقی ص ١٤٣ از ابن درید).