درافزودن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
درافزودن . [ دَ اَ دَ ] (مص مرکب ) افزودن : ز عکس آنچنان روشن جنابی خراسان را درافزود آفتابی . نظامی . ز بی خصمی گر افزون گشت گنجم ز بی یاری درافزوده ست رنجم . نظامی . کبیسة؛ آن سال که روزی درافزایند و آن چهار سالی باشد. (دهار). و رجوع به افزودن شود.