دخترعمو/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوملغتنامه دهخدا ـ ویرایش دومدخترعمو. [ دُ ت َ رِ ع َ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) دختر عم . رجوع به دختر عم شود.واژه قبلی: دخترعمهواژه بعدی: دخترنوش