دختر نعش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دختر نعش . [ دُ ت َرِ ن َ ] (اِخ ) بنات نعش . بنات النعش . هفتورنگ . هفت ستاره ٔ روشن اند که از آن چهار ستاره را که مانند چهارگوشه اند «نعش » و سه ستاره ٔ دیگر را «بنات » نامند. ♦ دختر نعش را کند پروین ؛ یعنی پریشان و پراکنده را جمع کند : تا ببینی چو در نظام امور دختر نعش را کند پروین . انوری (آنندراج ).