دحلان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دحلان . [ دُ ] (ع اِ) ددیست . (منتهی الارب ). ◄ ج ِ دحل . رجوع به دحل شود. (منتهی الارب ) (مهذب الاسماء). یاقوت درمعجم البلدان دحائل را جمعالجمع و دحلان را جمع دانسته است . رجوع به دحل و دحائل شود. (معجم البلدان ).
دحلان . [ ] (اِخ ) احمدبن زینی مورخ و دانشمند مکی . در مکه بزاد و آنجا به فتوی و تدریس پرداخت و در مکه به سال ١٣٠٤ هَ . ق . درگذشت . تصنیفاتی هم دارد. (الاعلام زرکلی ج ١ ص ٣٩).