دجون
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دجون . [ دُ ] (ع مص ) بجایی مقیم شدن . (زوزنی ). مقیم شدن . (تاج المصادر بیهقی ). مقیم گردیدن در جایی . (از منتهی الارب ). بایستادن . ◄ الفت و انس گرفتن کبوتر و همچنین گوسپند. (از منتهی الارب ). ◄ فروپوشیدن ابر آسمان را. (از منتهی الارب ). تاریک شدن روز از ابر. (تاج المصادر بیهقی ). ◄ برآمدن دود. (تاج المصادر بیهقی ).
دجون .[ دَ ] (ع ص ) جمل دجون ؛ اشتر آبکش . (منتهی الارب ).