دجال
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(دَ جّ) [ ع. ] (ص.)<BR>۱- بسیار دروغگو.<BR>۲- فریب دهنده.<BR>۳- شخصی که میگویند پیش از حضور مهدی موعود پیدا میشود و بسیاری از مردم فریبش را میخورند.<br>
فرهنگ فارسی معین
(دَ جّ) [ ع. ] (ص.) ۱- بسیار دروغگو. ۲- فریب دهنده. ۳- شخصی که میگویند پیش از حضور مهدی موعود پیدا میشود و بسیاری از مردم فریبش را میخورند.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دجال . [ دَج ْ جا ] (ع اِ) سرگین . (منتهی الارب ).
دجال . [ دَج ْ جا ] (ع اِ) گوهر شمشیر. (از منتهی الارب ). ◄ گروه بزرگ . (منتهی الارب ). ◄ زر. (منتهی الارب ). ◄ آب زر. (منتهی الارب ). ◄ (ص ) فریبنده و تلبیس کننده و دروغگوی . (از منتهی الارب ).
دجال . [ دَج ْ جا ] (اِخ ) ابوالبشر پهلوان یزدی . رجوع به پهلوان یزدی شود.