دثینة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دثینة. [ دَ ن َ] (اِخ ) ناحیتی است میان جند و عدن . زمخشری گوید دثینة و دفینة منزلیست مر بنی سلیم را و ابوعبیدالسکونی گوید دثینة منزلیست بعد از فلجه در راه بصره بمکه از آن بنی سلیم و پس از آن و جرة و بعد نخلة بعد بستان ابن عامر و آنگاه مکه است . ◄ یوم الدثینة؛ آن را در جاهلیت الدفینه می گفتند، پس از آن فال زدند و الدثینة نام نهادند... (مجمع الامثال میدانی ).
دثینة. [ دُ ث َ ن َ ] (اِخ ) موضعی است یا آبیست مر بنی سیاربن عمرو را. (منتهی الارب ). گویند دثینة، و آن آبیست بنی فزاره را. نابغه گوید: و علی الدثینة من بنی سیار. این در روایت اصمعی است که درروایت ابی عبیده رمیثه است و آن آبیست بنی سیاربن عمروبن جابر از بنی مازن بن فزاره را. (معجم البلدان ).