دبیل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دبیل . [ دَ / دُ ب َ ] (اِخ ) موضعی است بشام نزدیک رمله . (از منتهی الارب ). موضعی است بشام . (تاج العروس ). از قراء رمله است و گروهی بدانجا منسوبند. (معجم البلدان ).
دبیل . [ دَ ] (ع اِ) درخت غضا که در زمین بسیار بود. ◄ زمین پست . ◄ برگ درخت ارطی پراکنده شده . ج، دَبل . (منتهی الارب ).
دبیل . [ دَ ] (اِخ ) دوین . از قرای ارمینیه شهریست به ارمنستان متاخم به اران . (معجم البلدان ). نام شهری به اران . رجوع به دائرةالمعارف فارسی شود.