دبیر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دبیر. [ دَ ] (اِخ ) (به معنی مقدس ) پادشاه عجلون و یکی از سلاطین پنجگانه ای است که برای انهدام جبعون همداستان گردیدند بنابر این یوشع ویرا با سایر رفقایش کشت و بر درخت آویخت (یوشع ١٠: ٣). (قاموس کتاب مقدس ).
دبیر. [ دَ ] (اِخ ) نام شهری در قسمت بنی حاد و در شرقی اردن واقع بود (یوشع ١٣: ٢٦)و دور نیست که «لودبار» باشد. (قاموس کتاب مقدس ).
دبیر. [ دَ ] (اِخ ) شهری بوده است در نزدیکی دشت عحور (یوشع ١٥: ٧) و دور نیست که در دشت دبیر فیمابین اورشلیم و اریحا واقع بوده است . (قاموس کتاب مقدس ).