فرهنگ لغت

دایمو

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

دایمو. (اِخ ) دهی از دهستان شهر ویران بخش حومه شهرستان مهاباد در ١٦ هزارگزی شمال باختری مهاباد و ١٦ هزارگزی باختر شوسه ٔ مهاباد به ارومیه با ٢٠٨ سکنه . آب آن از چشمه . محصول آنجا غلات و توتون و حبوبات . شغل اهالی زراعت و گله داری، صنایع دستی آنان جاجیم بافی و راه آن مالروست . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).

معنی دایمو | فرهنگ لغت