دایر کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. کَ دَ) [ ع - فا. ] (مص م.)<BR>۱- به گردش انداختن.<BR>۲- آباد کردن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. کَ دَ) [ ع - فا. ] (مص م.) ۱- به گردش انداختن. ۲- آباد کردن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دایر کردن . [ ی ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) گردان ساختن . براه انداختن . بگردش داشتن . بقرار سابق باز بردن . ◄ آباد کردن . معمور کردن . آبادان کردن . ◄ رواج دادن و رایج کردن . ◄ تأسیس کردن . بوجودآوردن . ◄ متعلق و وابسته کردن .