داو زدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
داوزدن . [ زَ دَ ] (مص مرکب ) بنوبت بازی کردن . ♦ داوتمامی زدن ؛ ادعای کمال کردن . دعوی کمال کردن .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
داوزدن . [ زَ دَ ] (مص مرکب ) بنوبت بازی کردن . ♦ داوتمامی زدن ؛ ادعای کمال کردن . دعوی کمال کردن .