دانه زاد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دانه زاد. [ ن َ / ن ِ ] (ن مف مرکب ) زاده از دانه . که از دانه شکافته باشد. که از دانه زاده باشد. که از دانه سر برزده و بیرون جهیده باشد. (جنگل شناسی ساعی ج ١). ♦ جنگل دانه زاد ؛ جنگل که با کشتن تخم و دانه های درختان پدید کرده باشند، مقابل شانه زاد. ♦ دانه زاد جور ؛ یا روش برش پناهی، روشی است که چوب جنگلی ناهمسالی را با آن روش برداشت کنند بتدریج جنگلی بدست می آید که دارای یک رشته ٔ پیوسته درختان همسال و همشکل خواهد بود. (جنگل شناسی ساعی ج ١ ص ١١٦). ♦ دانه زاد کهن ؛ چون درختان جنگل دانه زاد به بیشینه ٔ رویش خود رسیدند و کهنسال گردیدند جنگل را دانه زاد کهن می نامند. (جنگل شناسی ساعی ج ١ ص ١١٧). ♦ دانه زاد نوبار ؛ هنگامیکه درخت دارای شاخه های بزرگ و تنومند شد و باردهی آن آغاز گردید آنرا دانه زاد نوبار می خوانند. در این مرحله دیگر شاخه ها نیفتاده پیوسته پایدار خواهند ماند و درخت از آنچه هست بلندتر نمیشود و فقط بر قطر آن افزوده می شود. (جنگل شناسی ساعی ج ١ص ١١٧).