دانشگر
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. گَ) (ص فا.) دانشمند، دانا.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. گَ) (ص فا.) دانشمند، دانا.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دانشگر. [ ن ِ گ َ ] (ص مرکب ) دانشمند. (حاشیه ٔ فرهنگ اسدی نخجوانی ) (اوبهی ). دانشور. دانشی . دانشومند. دانا و بسیاردان و عالم و فاضل . (برهان ). هنرمند و خردمند و هوشیار. (ناظم الاطباء) : چو دانشگر این قولها بشنود پس آنگه زمانی فروآرمد. طیان . بیت فوق را اسدی در لغت نامه بشاهد دانشگر بمعنی دانشمند آورده است و گمان میکنم که در اصل دانشور بوده است چه دانشگر نیامده و ظاهراً درست هم نمی نماید. (یادداشت مؤلف ).