فرهنگ لغت

دانشمند

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

عالم، فاضل، ادیب، علامه، مجتهد، فقیه، فرزانه استاد، پروفسور، آموزگار دکتر، دبیر دانشجو، طلبه، شاگرد فارغ‌التحصیل حرفه‌ای، متخصص ادبا، اساتید، علما، عقلا فسیل [صورت صفتی:] بخرد، فهیم، دانا، آموخته

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی دانشمند | فرهنگ لغت