دانش پذیر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دانش پذیر. [ ن ِ پ َ ] (نف مرکب ) مخفف دانش پذیرنده . که دانش پذیرد. پذیرنده ٔ دانش . قبول کننده ٔدانش و علم . استواردارنده ٔ علم و دانش : دگر گفت کای شاه دانش پذیر خردمند و از گوهر اردشیر. فردوسی . چنین گفت پس یزدگرد دبیر که ای شاه دانا و دانش پذیر. فردوسی . برستم چو برخواند نامه دبیر از آن شاد شد مرد دانش پذیر. فردوسی . از ایوانش بردند و کردند اسیر که دانا نبودند و دانش پذیر. فردوسی . فرسته گسی ساز دانش پذیر نهان بین و پاسخ ده و یادگیر. اسدی . ندارد غم از پیش دانش پذیر بچیزی که خواهد بدن ناگزیر. اسدی . جهاندیده دانای روشن ضمیر چنین گفت کای شاه دانش پذیر. نظامی .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی