دانادوست
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دانادوست . (ص مرکب ) دوستدار دانا. خواهان دانا : ما که دانا شدیم و دانادوست دانش ما بزیر دانش اوست . نظامی . ◄ که صدیق دانا دارد. که یارخردمند دارد.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دانادوست . (ص مرکب ) دوستدار دانا. خواهان دانا : ما که دانا شدیم و دانادوست دانش ما بزیر دانش اوست . نظامی . ◄ که صدیق دانا دارد. که یارخردمند دارد.