فرهنگ لغت

دامغ

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

دامغ. [ م ِ ] (ع ص ) سرشکننده . (آنندراج ) (غیاث ). ◄ تباه کننده . (دهار). هلاک کننده : تو دامغ روم و از حسامت زلزال بدامغان ببینم . خاقانی . قاهر کفار و باج از قاهره درخواسته دامغ اشرار و گرد از دامغان انگیخته . خاقانی . ◄ خوارکننده . (دهار).

معنی دامغ | فرهنگ لغت