دالف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دالف . [ ل ِ ] (ع ص ) تیری که نزدیک نشانه رسد و از جایی که افتاده باشد دور شود. ◄ گام نزدیک نهنده بسبب بار گران که برداشته باشد. ج، دُلَّف . (منتهی الارب ). ◄ آنکه از پیری بعصا رود. (مهذب الاسماء).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دالف . [ ل ِ ] (ع ص ) تیری که نزدیک نشانه رسد و از جایی که افتاده باشد دور شود. ◄ گام نزدیک نهنده بسبب بار گران که برداشته باشد. ج، دُلَّف . (منتهی الارب ). ◄ آنکه از پیری بعصا رود. (مهذب الاسماء).