دالستان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دالستان . [ ل ِ ] (اِخ ) نام موضعی به گلیجان رستاق ساری در مازندران . (مازندران و استرآبادرابینو ص ١٢١ بخش انگلیسی و ترجمه ٔ آن کتاب ص ١٦٢).
دالستان . [ ل ِ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان حومه بخش مرکزی شهرستان ساوه . واقع در ١٣٠٠٠گزی جنوب ساوه و دارای ٣١ سکنه است و محل قشلاقی چند خانوار از ایل بغدادی است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ١).