دالان داری
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اِمر.) پولی که دالاندار به عنوان انعام از خریداران اجناس کاروانسرا میگرفت.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اِمر.) پولی که دالاندار به عنوان انعام از خریداران اجناس کاروانسرا میگرفت.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دالانداری . (حامص مرکب ) عمل دالاندار. شغل دالاندار. کار دالاندار. ◄ (اِمرکب ) مبلغی که به دالاندار دهند. پولی که محافظ دالان را دهند. اجرت دالاندار. ◄ قسمی خراج .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی