دال گشتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دال گشتن . [ گ َ ت َ ] (مص مرکب ) بشکل حرف دال درآمدن . خمیدن . خم شدن . خم پذیرفتن چیزی راست . ♦ دال گشتن الف ؛ خم گرفتن آن . بصورت شکل دال و منحنی درآمدن الف : زمان چیست بنگر چرا سال گشت الف نقطه چون بود و چون دال گشت . اسدی .