دافعه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(فِ عِ) [ ع. دافعة ] (اِفا.) دفع کننده، برطرف کننده.<br>
فرهنگ فارسی معین
(فِ عِ) [ ع. دافعه ] (اِفا.) دفع کننده، برطرف کننده.
فرهنگ طیفی واژهدان
نیروی دافعه، نیروی سانتریفوژ ایجاد تنفر طرد، دفع، رد زشتی پسنشینی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(فِ عِ) [ ع. دافعة ] (اِفا.) دفع کننده، برطرف کننده.<br>
فرهنگ فارسی معین
(فِ عِ) [ ع. دافعه ] (اِفا.) دفع کننده، برطرف کننده.
فرهنگ طیفی واژهدان
نیروی دافعه، نیروی سانتریفوژ ایجاد تنفر طرد، دفع، رد زشتی پسنشینی