داغگر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
داغگر. [ گ َ ] (ص مرکب ) داغ کننده . گرم کننده : خون گرمی ات به شیشه گران کرده آشنا اکنون در آتش از هوس داغگر نشین . ظهوری (از آنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
داغگر. [ گ َ ] (ص مرکب ) داغ کننده . گرم کننده : خون گرمی ات به شیشه گران کرده آشنا اکنون در آتش از هوس داغگر نشین . ظهوری (از آنندراج ).