داغان کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(کَ دَ) (مص م.)<BR>۱- متفرق کردن، پریشان ساختن.<BR>۲- خرد کردن. ؛درب و ~ خرد و پریشان کردن.<br>واژه قبلی: داغانواژه بعدی: داغدار